وبلاگ هنری : دكوراسيون - لوازم تزئيني و گاهی هم مطالب تاریخی
درباره وبلاگ و نویسنده
سلام. من آزاده هستم ، اهل تهران. رشته اصلیم کامپیوتر (سخت افزار) هستش ولی به هنر علاقمندم. این وبلاگ هم یک وبلاگ هنریه که در آن تصاویر و توضیحاتی راجع به دکوراسیون مکانهای مختلف و لوازم تزئینی و ... ارائه خواهد شد. همینطور مطالبی راجع به جشنها و مراسم ایران باستان رو هم در اینجا خواهید دید. نمونه کارهای من و همینطور مطالب دسته بندی شده رو در قسمت آرشیو موضوعی جستجو کنید.
اولا به همه کسانی ک مثل من تولدشون 26 تیرماه هستش تبریک میگم. دوم اینکه به مناسبت تولدم امروزمیخوام عکس یه قاب رو که برای خودم درست کردم بذارم. البته این قاب رو قبلا درست کرده بودم و عکسی رو که توی قاب میبینید مربوط به دوران کودکی منه.
همونطور که میبینید چون که عکس رو بصورت سیاه و سفید چاپ کردم قاب اون رو هم به همین رنگ درست کردم.
روی کار هم از سنگهای سیاه و سفید استفاده کردم که سنگهای دریا و رودخانه هستند.
سلام به همه شما دوستان خوبم. اول از همه بابت لطفی که توی این مدت به من داشتین و نظرات و ایمیل هاتون رو برام فرستادین خیلی ازتون ممنونم.
" مدینه "
جای همتون خالی بود. واقعا سفر خوبی بود ولی خیلی زود تموم شد. همه چیز خیلی دیدنی بود. به نظر من تا وقتی کسی خودش به این سفر نره خوب متوجه نمیشه که دیگران چی میگن.
امیدوارم همه کسانی که دوست دارن اقلا بتونن یک بار به این سفر برن.
" مکه "
خیلی عکس گرفتم و این عکسایی که میبینین هم تعداد کمی از هموناست.
قبلا فکر میکردم وقتی برگردم کلی چیز برای نوشتن اینجا دارم ولی حالا میبینم که نمیشه وضعیت اونجا و احوال آدما رو توصیف کرد.فقط باید رفت و دید...
سلام به همه شما دوستان گل و نازنین. حالتون خوبه؟ عیدتون مبارک باشه.
ایرانیان باستان نخستین فصل سال را << به-آر>> یعنی << آورنده بهترین ها >> نامیده اند. پس در آستانه بهار بهترینها را برای همه شما دوستان عزیز آرزومندم.
این آخرین پست سال ۸۷ هستش و تصاویری رو هم که میبینین مربوط به هفت سین امسال خونه ماست که طبق معمول سبزه اون کار مادرم هستش. (البته هنوز اولشه و خوب رشد نکرده.)
امیدوارم که هر کجای این کره خاکی که به سر میبرین همیشه شاد و خوشحال باشین.
نوروز باستاني كه از هزاران سال پيش تاكنونجشن ملي ايرانيان است، جشن رستاخيز طبيعت ونوشدن زندگي است، جشن جنبش و تكاپو و كار وكوشش و جشن سرشت است. عيد نوروز و گراميبودن آن نزد ايرانيان بسيار ديرين و كهن است،چنان كه پيدايش آن را به جمشيد پيشدادينسبت دادهاند. با بررسي نوشتههاي پيشينيان، بهانگيزههاي بسياري درباره برپايي جشن نوروزبرميخوريم كه بيشتر جنبه داستاني دارد تا باستاني. ايرانيان شمالي كه كيش و آيين زرتشتي داشتند، آغاز سال را با فرارسيدن بهار و ايرانيان جنوبي آغاز سال را با آغاز فصل زمستان جشنميگرفتند.
ناگفته نماند كه قراردادن نوروز در آغاز بهار، ازروزگار ملكشاه سلجوقي (465 تا 485 هجريقمري) برقرار گشت كه به نام سازنده آن (تاريخجلالي- تاريخ ملكي) نامگذاري شد. در اينهنگام به فرمان ملكشاه، اخترشناساني همچونعمر خيام، حكيم لوكري، ميمونبن نجيبواسطي، ابوالمظفر اسفزاري و چند تن ديگر بهاصلاح تقويم دست يازيدند. بايد دانست كه پيشاز آن، نوروز درگردش بود و هيچگاه در جاياصلي خود; يعني برج حمل و آغازين روز بهار،قرار نميگرفت.
و اما عید نوروز درايران قديم: از ورود برج اسفند; يعني ماه حوت بود كهكمكم انديشه عيد نوروز در دلهاي اغنيا و غم وغصه آن بهخاطر فقرا نشسته و جنب و جوشدادوستد در بازارها و دكاكين ظاهر گشته، مردم بهتهيه وسايل عيد برميخاستند و مقدم بر همه،رخت و لباس دوخته و ندوخته براي خود واطفال بود كه دغدغه و وقت زيادتر ميطلبيد. البسه عيد اطفال غالبا از رنگهاي زنده سبز وسرخ و زرد و آبي تهيه ميشد كه نشاط داشته باشدو بعد از آن نوبت كفش و كلاه و احيانا جوراب ميرسيد كه ميبايست خريداري ميشد. بعد از آسوده شدن از رخت و لباس و كفش و كلاه خود و بچهها نوبت به خانهتكاني ميرسيد و اين سنتي بود كه در خانه هيچ اعيان و گدايي تعطيلپذير نميگرديد و كل و جزء خانه بايد بيرون ريخته و پاكيزه و نظيف و شسته و گردگيري شده و مرتب به جاهاي خود عودت دادهميشدند و با همين خانهتكانيهاي عيد هم بود كهاشياي زايد يكساله بيرون ريخته و دلها به دريازده شده و حلبيها كه بيش از قيمت خود پوللحيمكاري برده بود و چراغ موشيهاي نشتي كهبه كلفتي خود به اطرافشان قرهقروت چسبيده و بهداخلشان گچ ريخته شده بود و شيشه پيلههايشكسته بيمصرف مانند كاسه پيالههاي تركخورده و لبپريده كه تا اين هنگام دل بهطرد و دور افكندنشان راضي نميگرديد، به بيرونافكنده شده يا براي فروش به دورهگردها، كنارگذاشته ميشدند. در اين خانه تكانيها اطاقها كاملا از اشيا واثاث تخليه گرديده و جزء و كل آن به حياطها ريخته شده تا پس از نظافت و خاكگيري وشستشو به جاهاي خود برگردانده شوند و ايضا درهمين خانهتكانيها بود كه قيافه اطاقها تغييراتكلي يافته و ظروف چيني مكان عوض كرده و بهجاي ديگر قرار ميگرفت و تنوعي به وجودميآورد. پس از آن نوبت سبزكردن سبزي ميرسيدكه به نسبت (سنگيني و سبكي) دست سبزكننده، ازبيست تا ده روز به عيد مانده صورت ميگرفت واين نيز به اين ترتيب بود كه زن خانه به تعدادجمعيت خانواده، مشت مشت گندم، عدس، ماشو يا هر چه خواسته عقيدهشان بود، به طوري كهبعد از مشتكردن و به طرف ظرف بردن چيزي ازمشتش به زمين نيفتد، برداشته و در ظرفي سفالينميريخت و با هر مشت، نيت سلامتي و تندرستي وخوشي و خوشبختي و مال و گشايش و آنچه را كهبه هر يك از افراد مربوط ميگرديد، كرده، آبنيمگرم ريخته، در جاي گرم و اگر هوا زياد سردبود و جاي گرم نبود، در پاي كرسي ميگذاشت وهر روز آب خورد رفتهاش را به اوميرساند تادانهها در ظرف كجه (نيش) زده و به سفيديگرايند. آنگاه آن را در دستمال ريخته و سه روز نيز بارطوبت معتدل در دستمال نگاه ميداشت تا نقرهاي شده و كاملا نيشهايش بالا بيايد. سپس دردوري مسي يا بشقاب و دوري چيني و مانند آن ويا مطابق جمعيت خانه در ظروف كوچك و بزرگپهن كرده و رويش را دستمال ميكشيد و آبپاشيده و روزها در معرض آفتاب و شبها درگرمترين اطاق يا مكان ميگذاشت تا سبزهها رخكشيده و رو به سبزي بياورند، آنگاه روبان قرمزيبه دورش بسته، پاپيون مانند گره زده و با گلهايپارچهاي رنگارنگ كه به اطراف روبانميدوخت، آن را زينت كرده و آماده مينمود. _از همين روزها هم بود كه دكانهاي شيرينيفروشها، آجيلفروشها، خياطها، كفاشها،كلاهدوزها، گيوه فروشها، ماهيفروشها وسبزيفروشها رونق بسزا گرفته و ناهار بازارشانشروع ميگرديد. كسبه و پيشهوران ديگري نيزبودند كه به دور كوچهها و گذرها به راه افتاده و ورود بهار را بشارت ميدادند. از جمله نعناعترخونيها كه با لاوكهاي چوبي پونه وحشيهاي پرعطر و بوي ترخونهاي پاكوتاه وتربچه نقليهاي آبزده خود، آهنگ «آي گلپونه، نعنا پونه، نوبر بهاره گل پونه، تربچه نقليه، نعناو ترخون» سر ميدادند. و بستني فروشهاي چرخي و قالبي كه باراهانداختن چرخها و سرگرفتن بشكه قالببستنيشان «بيا كه بهار آوردم، نوبر بهار آوردم،جيگر و جلا ميده بستني، پر هل و گلابه بستني» داد ميزدند. و آب آلويي كه لگنهاي آلو خيس كرده خودرا سر هر سهراه و چهارراه بر روي چهار پايههايبلند خود گذارده و «سرآبه آبآلو، تشنه بيا آبآلو، صفرا بره آلو» داد ميزدند. و همچنين باغبانها كه بيل به دوش «آيباغچه بيل ميزنيم، آي مو هرس ميكنيم» دادميزدند.
...
ای کاش که ذر روزگار ما هم نوروز به همین سادگی و زیبایی بود ...
اسفندگان : سپندارمذ روز از اسفندماه برابر با 5 اسفند در گاهشماری ایرانی
روز پنجم هرماه و ماه دوازدهم هر سال «اسفند» یا «سپندارمذ» نام دارد.
این واژه که در اوستایی «سْپِنـْـتـَه آرمَئیتی (Spenta-Ârmaiti) » می باشد و نام چهارمین امشاسپند است، از دو بخش «سپنته» یا «سپند» به مانک پاک و مقدس و «آرمئیتی» به معنی فروتنی و بردباری تشکیل شده است و معنی این دو با هم فروتنی ِپاک و مقدس است. این واژه در پهلوی» سپندارمت (SpandÂrmat) »و در فارسی «سپندارمذ» و «اسفندارمذ» و «اسفند» شده است.
امشاسپند سپندارمذ، نگهبان و ایزدبانوی زمین ِسرسبز و نشانی از باروری و زایش است. جشن «سپندارمذگان» یا «اسفندگان»، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده و این روز به نام «مردگیران» یا «مژدگیران» یا «مزدگیران»(=هدیه گرفتن از مردان) نیز در ادبیات فارسی بكار رفته است.
یکی دیگر از نام های این جشن نیز، جشن»برزگران «یا» برزیگران « است که به مناسبت نقش مهم برزگران و کشاورزان در سبز کردن زمین و باروری زمین بوده است.
به بیان ابوریحان بیرونی، «اسفندارمذ» ایزد موکل بر زمین و ایزد حامی و نگاهبان زنان شوهر دوست و پارسا و درست کار بوده. به همین مناسبت این روز، عید زنان به شمار می رفت. مردم به جهت گرامیداشت، به آنان هدیه داده و بخشش می کردند. زنان نه تنها از هدایا و دهش هایی برخوردار می شدند، بلکه به نوعی در این روز فرمانروایی می کردند و مردان باید که از آنان فرمان می بردند.
گردیزی نیز در کتاب زین الاخبار خود به واژه ی «مردگیران» اینگونه اشاره کرده است که از این جهت این جشن را مردگیران می گفتند که زنان به اختیار خویش و با آزادی، شوی و مرد زندگی خود را برمی گزیدند.
هنوز نیز در برخی از گوشه های ایران زمین مانند اصفهان، پهله، ری و دیگر شهرهای ناحیه ی مرکز و غرب ایران، مراسم جشن اسفندگان همچون گذشته برگزار می شود، در این روز بانوان لباس و کفش نو می پوشند، زنانی که مهربان، پاکدامن، پرهیزگار و پارسا بوده اند و در زندگی زناشویی خود فرزندان نیک را به جامعه تحویل داده اند مورد تشویق قرار می گیرند و از مردهای خود پیش کش هایی دریافت می کنند. آن ها در این روز از کارهای همیشگی خود در خانه و زندگی معاف شده و مردان و پسران وظایف جاری زنانه را در خانه به عهده می گیرند.
گلدان گل را مستقیم در برابر آفتاب نگذارید. همچنین آن را نزدیک حرارت شوفاژ یا روی تلویزیون قرار ندهید. گلدان را در قسمتی از اتاق که هوا جریان دارد بگذارید.
۹- گل نرگس در کنار گلها
گلهای نرگس را با دیگر گلها در یک گلدان قرار ندهید؛ زیرا گل نرگس گازی متصاعد میکند که باعث پژمرده شدن گلهای دیگر میشود.
۱۰- میوه در گلآرایی
شاید تزیین سبدهای گل با میوه را دیده و پسندیده باشید. این روش، یکی از جدیدترین روشهای گل آرایی است؛ اما باید توجه داشت که میوهها به خصوص سیب، گاز اتیلن متصاعد میکنند که باعث تکامل سریع گلها و زودتر پژمرده شدن آنها میشود. همچنین میبایست در یک دسته گل تعدادی را که پژمرده شدهاند از بقیه ی گلها جدا کرد؛ زیرا آنها همین گاز را به وجود میآورند.
۱۱- حفظ بهتر گلها و غنچهها
برای حفظ بهتر گلها و غنچهها، گلدان گل را در مواقعی که به آن نیاز ندارید در یخچال بگذارید؛ این کار باعث میشود غنچههای گل دیرتر باز شود.
۱۲- باز شدن سریعتر غنچه رزها
اگر میخواهید غنچههای رز زودترباز شوند، سرگل را در آب گرم فرو کنید و سپس با کیسهای پلاستیکی بپوشانید، غنچههای گل را که با پلاستیک پوشیده شدهاند، داخل گلدان پرآب و تمیز بگذارید و در مکانی گرم و آفتابی قرار دهید تا غنچهها باز شوند. توصیه میشود به آب گلدان کمی محلول نگهدارنده ی گل (رجوع شود به شماره ی2) بیفزایید.
۱۳- چند توصیه برای چیدن گل
اگر آنقدر خوش شانس هستید که برای هدیه دادن به دوستان یا تزیین اتاق میتوانید از باغ یا باغچه منزلتان گل بچینید، این توصیهها را به کار گیرید: - گل رز یا دیگر گلها را صبح زود، زمانی که هوا سردتر است با چاقو یا قیچی تیز بچینید. - یک سطل آب گرم همراه داشته باشید و ساقهها را فوری در آب بگذارید. - برای دوام بیشتر گلها، ساقه را با زاویه ونیم سانتیمتر بالاتر از گره رشد یا برگها قطع کنید.
۱۴- آب گلدان
یک سوم گلدان مورد نظر را با آب داغ (دمای 100درجه سانتیگراد) و بقیه را با آب سرد پر کنید. برای حفظ بهتر گلها کمی نگه دارنده ی گل (که میتوانید از گل فروشیها تهیه کنید) طبق دستور روی پاکت به آب بیفز ایید. از گلدان فلزی هرگز استفاده نکنید؛ زیرا این نگهدارندهها به فلز واکنش نشان میدهند.
۱۵- خشک کردن گل
برای خشک کردن گلها از اسپری موی سر استفاده کنید. اسپری مانع پژمرده شدن گلها میشود.
۱- با چاقوی تیز برگهای پایینی گل را که داخل آب قرار میگیرد، بچینید.
این برگها در آب میپوسند و آب گلدان را کثیف میکنند.
۲- مایع نگهدارنده ی طبیعی گل
شاید شما ترجیح میدهید به جای خرید نگهدارندههای گل از گل فروشیها، خودتان در منزل این مواد را تهیه کنید. شما را با دو فرمول ساده برای تهیه ی نگهدارنده ی گل آشنا میکنیم. نسخهها را به کار گیرید و اثر آن را برای دوام عمر گلهایتان ببینید.
*دو قاشق غذاخوری آبلیموی تازه، یک قاشق غذاخوری شکر و نصف قاشق غذاخوری سفیدکننده (یا پودر دکلره) را با یک لیتر آب مخلوط کنید و گلها را بهجای آب داخل این مایع بگذارید.
*دو قاشق چایخوری سرکه ی سفید و دو قاشق چایخوری شکر را در یک لیتر آب مخلوط کنید، سرکه به عنوان تمیز کننده و برطرف کننده باکتریها و شکر به عنوان غذای گل عمل میکند.
۳- طریقه ی بریدن ساقه ی گل
ساقه ی گلها- به ویژه گل رز- را داخل ظرف آب گرم فرو کنید و در همان حالت انتهای ساقه را به اندازه ی دو سانتیمتر با چاقوی تیز یا قیچی ببرید. این کار، حبابهای هوا را که باعث کج شدن ساقه ی گل، ممانعت از جریان آب و مواد غذایی در ساقه و نیز پژمردن زود هنگام گل میشود، خارج میکند.
۴- استفاده از آب ولرم در گل آرایی
هنگام قطع کردن ساقه و پیرایش گلها از آب ولرم و گرم استفاده کنید؛ زیرا اکسیژن کمتری دارند و حبابهای هوا به مقدار زیاد وارد ساقههای گل نمیشود.
۵- راست نگه داشتن ساقه ی گل
برای راست و چوبی شدن ساقه ی گل رز، ساقه را برای ده ثانیه در آب جوش قرار دهید و بلافاصله آن را در آب سرد فرو کنید. این کار باعث میشود جریان هوا در ساقه متوقف شود.
۶- بریدن ساقه ی گلها
انتهای ساقهها را با زاویه کوتاه کنید. این کار باعث میشود انتهای ساقه با قرار گرفتن در گلدان مسدود نشود برش صاف ساقه طی تماس با ته صاف گلدان موجب مسدود شدن ساقه و نرسیدن آب و مواد غذایی به گل میشود.
۷- ترمیم ساقه ی شکسته ی زنبق
اگر ساقه یک زنبق شکست با یک نوارچسب ساقه را ببندید.
بهمنگان : بهمن روز از بهمن ماه برابر با 2 بهمن در گاهشماری ایرانی
جشنی در ستایش و گرامیداشت بهمن در اوستایی "وُهومَنَه" و در پهلوی "وَهمَن" به معنی "اندیشه ی نیک" یا "بهترین اندیشه".
بخش نخست این واژه «وُهُو» از «وَنـْگـْهو» اوستایی که صفت است به معنی خوب و نیک، که در فارسی هخامنشی «وَهۇ» و در سانسکریت «وَسۇ» خوانده میشود، در پهلوی «وِه» و در فارسی «بـِه» شده است. بخش دوم «مَنـَه» برابر است با واژه ی سانسکریت «مَنـَس» که در پهلوی «منیشن» ودر فارسی «منش» شده است. در این روز آشی به نام «آش بهمنگان» یا «آش دانگو» به صورت گروهی پخته می شده است که نام «دانگو» یا «دانگی» برگرفته از همین سنت اشتراکی آن است.
ابوریحان بیرونی در کتاب «التفهیم» درباره ی بهمنجه می نویسد : "بهمنجه بهمن روز است از بهمن ماه، ایرانیان در این روز بهمن سفید (نام گیاهی است که در کرانه ی خراسان و جاهای دیگر ایران می روید) با شیر خالص پاک می خورند و می گویند حافظه را زیاد می کند و فراموشی را از بین می برد، ولی در خراسان هنگام این جشن مهمانی می کنند و بر دیگی که در آن از هر دانه ی خوردنی و گوشت حیوان حلال گوشت و تره و سبزی ها پدیدار است، خوراک می پزند و به مهمانان خود می دهند و برای هریک از داده های خدا سپاس به جای می آورند."
در "آثارالباقیه" نیز آورده است : "بهمن ماه روز دوم آن روز بهمن، عید است که براى توافق دو نام آن را بهمنجه نامیده اند، بهمن نام فرشته ی موکل بر بهایم است که بشر به آن ها براى عمارت زمین و رفع حوایج نیازمند است و مردم فارس در دیگ هایى از جمیع دانه هاى ماکول با گوشت غذایى مى پزند و آن را با شیر خالص مى خورند و مى گویند که حافظه را این غذا زیاد مى کند و این روز را در چیدن گیاهان و کنار رودخانه ها و جوى ها و روغن گرفتن و تهیه ی بخور و سوزاندنى ها خاصیتى مخصوص است و بر این گمانند که جاماسب وزیر گشتاسب این کارها را در این روز انجام مى داد و سود این اشیا در این روز بیشتر از دیگر روزهاست."
در ترجمه ی "خرده اوستا" نیز بر موکل بودن بهمن بر چهارپایان اشاره ای شده است بدینگونه که : "در جشن بهمنگان، برای اینکه امشاسپند بهمن در جهان مادى نگهبان چارپایان سودمند است، از خوردن گوشت پرهیز مى کنند."
شاعر نامدار ایرانی سده ی پنجم «على بن توسى»(اسدى توسى) در کتاب لغتنامه ی خود "لغت فرس"زیر کلمه ی بهمنجه مى نویسد : "بهمنجه رسم عجم است، چون دو روز از ماه بهمن مى گذشت بهمنجه مى کردند و این عیدى بود که در آن روز خوراک مى پختند و بهمن سرخ و زرد بر سر کاسه ها مى افشاندند."
چنان که از نوشتار ابوریحان و اسدی توسی برمی آید گیاهی هم به نام امشاسپند بهمن خوانده میشود که در بهمن ماه یا زمستان باز می شود و در پزشکی این گیاه معروف است و در تحفه ی حکیم مؤمن و بحرالجواهر، بیخی سفید یا سرخ رنگ مانند زردک و خوشبو با اندک صلابت و کجی و خارناک تعریف شده است.
همین گیاه است که در فرانسه «Behen» خوانده می شود و در گذشته ریشه ی آن را به نام بهمن سرخ و بهمن سفید در داروخانه های اروپا به کار می بردند.
انوری گوید :
بعد ما کز سر عشرت همه روز افکندی سخن رفتن و نا رفتن مادر افواه اندر آمد ز در حجره ی من صبحدمی روز بهمنجه یعنی دوم بهمنماه
عثمان مختاری شاعر سده ی ششم نیز می گوید :
بهمنجه است خیز و می آرای چراغ ری تا برچینیم گوهرشادی ز گنج می این یک دومه سپاه طرق را مدد کنیم تا بگذرد زصحرا فوج سپاه دی
سلام به همه شما دوستان عزیز که لطفتون همیشه شامل حالم بوده و هست.
امروز تصاویری از یک شمعدان که قبلا درست کردم رو میذارم. متاسفانه از مراحل ساخت این کار هم عکسی ندارم.
همونطور که میبینید برعکس قالبهای قبلی که بعد از ساختشون پارافین مذاب رو درونش میریختم و شمع به شکل قالب درمیومد این دفعه قالب کار کاملا جداست و شمع هم جدا ساخته شده. یعنی امکان قرار دادن شمعهای دیگر هم درون آن وجود دارد.
دیگان : دی به آذر روز از دی ماه برابر با 8 دی در گاهشماری ایرانی
واژه ی دی که در اوستا «دتهوش»(Dathush) یا «دزوه»(Daz-vah) می باشد به معنی دادار یا آفریننده و آفریدگار است که همیشه به مانند صفتی برای اهورامزدا آورده شده است. واژه ی «دی» از مصدر «دا» آمده است که در اوستا و فارسی هخامنشی ( پارسی باستان) و سانسکریت به معنی دادن، آفریدن، ساختن، و بخشیدن، است. در پهلوی "داتن (Datan) " و در فارسی «دادن» شده است و "داتر"(Dater) که در پهلوی "داتار "و در فارسی «دادار» یا آفریدگار گفته می شود و در خود اوستا در آفرینگان گاهنبار بند 11 صفت دتهوش برای دهمین ماه سال بکار رفته است.
ابوریحان بیرونی درباره ی «دی» می گوید : " ... دی ماه، نخستین روز آن خرم روز است و این روز و ماه هر دو به نام خداوند است که «هرمز» نامیده می شود، یعنی حکیم و دارای رای و آفریدگار. در این روز عادت ایرانیان چنین بوده که پادشاه از تخت شاهی پایین می آمد و جامه ای سفید می پوشید و در بیابان بر فرش های سپید می نشست و دربان و یساولان را که شکوه پادشاه با آن هاست به کنار می راند و هر کس که می خواست پادشاه را ببیند، خواه دارا و خواه نادار بدون هیچ گونه نگهبان و پاسبان، نزد شاه می رفت و با او به گفتگو می پرداخت و در این روز پادشاه با برزگران می نشست و در یک سفره با آن ها خوراک می خورد و می گفت : من مانند یکی از شماها هستم و با شماها برادرم، زیرا استواری و پایداری جهان به کارهایی است که به دست شما انجام می شود و امنیت کشور نیز با من است، نه پادشاه را از مردم گریزی است و نه مردم را از پادشاه"…
چهار جشن منسوب به «دی» یا «دادار»(خداوند – هرمزد) :
۱- اورمزد و دی ماه در نخستین روز دی ماه ۲- دی بآذر و دی ماه در هشتمین روز دی ماه ۳- دی بمهر و دی ماه پانزدهمین روز دی ماه ۴- دی بدین و دی ماه بیست و سومین روز دی ماه
که «کوشیار گیلانی» در «زیج جامع» این روزها را " دیجشن " می نامد.