وبلاگ هنری : دكوراسيون - لوازم تزئيني و گاهی هم مطالب تاریخی
درباره وبلاگ و نویسنده
سلام. من آزاده هستم ، اهل تهران. رشته اصلیم کامپیوتر (سخت افزار) هستش ولی به هنر علاقمندم. این وبلاگ هم یک وبلاگ هنریه که در آن تصاویر و توضیحاتی راجع به دکوراسیون مکانهای مختلف و لوازم تزئینی و ... ارائه خواهد شد. همینطور مطالبی راجع به جشنها و مراسم ایران باستان رو هم در اینجا خواهید دید. نمونه کارهای من و همینطور مطالب دسته بندی شده رو در قسمت آرشیو موضوعی جستجو کنید.
« سپندار مذ پاسبان تو باد . . . . . ز خرداد روشن روان تو باد »
" فردوسی"
در ایران باستان، از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 3 روز پس از والنتاین فرنگی! این روز "سپندارمذگان" یا "اسفندارمذگان" نام داشته است.
"سپنته آرمئیتی" که چهارمین امشاسپند در دین زرتشت است، در پهلوی "سپندازمذ" گفته شده که به معنی فروتنی است. از طرفی چون این امشاسپند، سومین امشاسپند بانو ست و به دلیل مقام بزرگی که زن در کیش مهر دارد، این روز به نام و مخصوص زنان بوده است. جشنی که در این روز برگزار میشده به "سپندارمزگان" معروف است. نامهای دیگر آن "مردگیران"، "مژدگیران" می باشد.
ابوریحان بیرونی مینویسد: "اسفندارمذ ایزد موکل بر زمین و ایزد حامی و نگهبان زنان پارسا و درستکار است. به همین مناسبت این روز عید زنان به شمار میرود."
در زمان ابوریحان این رسم وجود داشته است. در این روز مردان به جهت گرامیداشت مقام زن به آنها هدیه میدادند. این جشن تنها بخشش هدایا نبوده بلکه در این روزها زنان فرمانروایی میکردند و مردان از آنها اطاعت میکردند. به این دلیل به این روز مردگیران میگفتند که در این جشن زنها میتوانستند با آزادی و اختیار خویش مرد زندگی خود را انتخاب کنند.
همچنين "سپندارمذ" در اوستا، "سپند آرمیتی" و در پهلوی، "سپندارمت" یا " سپندارمد" و در فارسی، "سپندارمذ" یا "اسفند"خوانده میشود كه مرکب است از دو جزء "سپند" به معنی "ورجاوند" و "آرمیتی" که معنی اندیشه و فداکاری و بردباری و سازگاری و فروتنی میدهد. در پهلوی معنی این ترکیب را "خرد کامل" نوشته اند. در گاهان، غالبا جزء دوم آن ( آرمیتی ) به تنهایی آمده و یکی از فروزههای "مزدا اهوره" است. اما در اوستای نو، سپندارمذ نام یکی از امشاسپندان است که در گروه سهگانه امشاسپند بانوان – سپندار مذ، خرداد و امرداد – جای دارند و از نمادهای مادر خدایی اهورهمزدا به شمار میرود. این امشاسپند بانو در جهان مینوی نماد دوستداری و بردباری و فروتنی اهورهمزدا و در جهان استومند، نگهبان زمین و پاکی و باروری و سرسبزی آن است. او دختر اهورهمزدا است و ایزد بانوان آبان ( اردویسور آناهیتا ) و دين و از یاران و همکاران او هستند و "ترومیتی" – دیو ناخشنودی و خیرهسری و یکی از بزرگان دیوان - دشمن اوست. در گاهان از "سپند آرمیتی" چون پرورشدهندهی آفریدگان یاد میشود و از طریق اوست که مردم برکت میيابند. مزدا اهوره او را آفریده است تا رمهها را مرغزارهای سرسبز ببخشد. در اوستای نو، او دارندهی دههزار داروی درمانبخش است. و نام او معمولا مترادف با زمین آمده است. دکتر بهار مینویسد: " در وندیداد آمده که بعضی آن را با زمین یکی دانسته اند. مولتن براین بر این گمان است که این نام در اصل "آراماتا" بوده است به معنی "مادر زمین". واژهی "ساندارامت" در ارمنی ( به معنی اندرون زمین ) صورتی از "سپندارمذ" است. پنجمین روز ماه و دوازدهمین ماه سال به نام این امشاسپند بانو است که در فارسی اسفند گفته میشود. گل بیدمشک را نیز ویژهی او دانسته اند.
سپنتا آرميتي شكل مونث كلمه سپنت يا سپنته است معادل امروزي براي اين كلمه ايراني و اوستايي مقدس است. سپنتا آرميتي در پهلوي معناي درست منشي دارد. همه جهان فرزندان سپندارمذ هستند، اما خصوصيتهاي اين امشاسپند بيشتر جنبه معنوي و روحاني زنان را دربر ميگيرد. در برابر اين امشاسپند ما ارديسور اناهيد يا آناهيتا است كه حالت مادي تر و اساطيري دارد.براساس عقايد ايراني زردشتي زماني كه زن بد و دزد بر روي زمين راه ميروند اين امشاسپند آن چنان آزرده ميشود كه گويي فرزند مرده در شكم دارد. يكي از صفتهايي كه براي او نام ميبرند « گله اوبار(GELE OBWAR)» است. اوباردن به معناي خوردن و بلعيدن است، يعني او همه گله و شكايتها و رنجها را را به خود ميپذيرد، مثل زمين. او مثل زميني است كه هم نياكان را خوراك ميدهد، هم بدان را و هر بدي و صدمهاي را كه به او زده شود، ميپذيرد و شكايت و گله نميكند. ناخرسندي شان نميدهد و رنجهاي خود را پنهان ميكند و از بديهاي ديگران در ميگذرد. حالتهاي بيشتر و پذيرندگيهاي روحاني را براي امشاسپند سپندارمذ ذكر كردهاند.
اين امشاسپند چون موكل زن و زمين بود نگهباني از مرزها را نيز بر عهده داشت و همان ايزدي است كه تير را براي آرش آماده كرد تا مرز ايران و توران را دوباره ترسيم كند و تير آرش شيوا تير را تا آن سوي جيحون همراهي كرد.
چند سالی است حوالی 25 بهمن ماه ( 14 فوریه ) كه می شود هیاهو و هیجان را در خیابان ها می بینیم. مغازه های اجناس كادوئی لوكس و فانتزی غلغله می شود. همه جا اسم Valentineبه گوش می خورد. از هر بچه مدرسه ای كه در مورد ولنتاین سوال كنی می داند كه " در قرن سوم میلادی كه مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام كلودیوس دوم. كلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینكه سربازی خوب خواهد جنگید كه مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می كند. كلودیوس به قدری بی رحم و فرمانش به اندازه ای قاطع بود كه هیچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت. اما كشیشی به نام والنتیوس ( ولنتاین ) ، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می كرد. كلودیوس دوم از این جریان خبردار می شود و دستور می دهد كه والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می شود. سرانجام كشیش به جرم جاری كردن عقد عشاق، با قلبی عاشق اعدام می شود ... بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می شود برای عشق! "
اما كمتر كسی است كه بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، كه از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشقو به نام سپندارمذگان بوده است!
جالب است بدانید كه این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 4 روز پس از والنتاین فرنگی! این روز سپندار مذگان یا اسفندار مذگان نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان روز عشق به این صورت بوده است كه در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می كردند و علاوه بر اینكه ماه ها اسم داشتند، هریك از روزهای ماه نیز یك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه ) كه نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاكی" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یك چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یك بار، نام روز و ماه یكی می شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت كه در ماه مهر، مهرگان لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.
سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پیدا می كردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می كردند.
ملت ایران از جمله ملت هایی است كه زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و كلا جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی كه ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شكوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمریكاییها هستند كه به خود جهان بینی دچار می باشند. آنها دنیا را تنها از دیدگاه و زاویه خاص خود نگاه می كنند. مردمانی كه چنین دیدگاهی دارند، متوجه نمی شوند كه ملت های دیگر شیوه های زندگی و فرهنگ های متفاوتی دارند. آمریكاییها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان می دانند. آنها بر این باورند كه عادات، رسوم و ارزش های فرهنگی شان برتر از سایرین است. این موضوع در بررسی عملكرد آنان بخوبی مشهود است. بعنوان مثال در حالی كه این روزها مردم كشورهای مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط می باشند، آمریكاییها تقریبا تنها به یك زبان حرف می زنند. همچنین مصرانه در پی اشاعه دادن جشن ها و سنت های خاص فرهنگ خود هستند.
اطلاع داشتن از فرهنگ های سایر ملل و مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها دو مقوله كاملا جداست. با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم دیگران، بی اینكه ریشه در خاك، در فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم، جایی ست كه دیگران پیش از ما رسیده اند و جا خوش كرده اند!
براي اینكه ملتی در تفكر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهم ترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملت ها است. هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است. اقوامی كه در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، كسانی هستند كه توانسته اند به شیوه مؤثرتری خود، فرهنگ و اسطوره های باستانی خود را معرفی كنند و حیات خود را تا ارتفاع یك افسانه بالا برند. آنچه برای معاصرین و آیندگان حائز اهمیت است، عدد افراد یك ملت و تعداد سربازانی كه در جنگ كشته شده اند نیست؛ بلكه ارزشی است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگی بشریت دارد.
شاید هنوز دیر نشده باشد كه روز عشق را از 14فوریه ( Valentine ) به 29 بهمن ( سپندار مذگان ایرانیان باستان ) تغییر دهیم .
اين نوع كفپوش از چوبپنبه حقيقي ساخته ميشود كه از پوست درخت بلوط گرفته ميشود كه اغلب در مناطق مديترانهاي مخصوصاً در كشور پرتغال بسيار يافت ميشود.
بهدليل اينكه براي توليد اين كفپوش احتياج به پوست درخت بلوط داريم لذا توليد آن براي اكوسيستم مخرب نيست. اين نوع كفپوش در مكانهايي استفاده ميشود كه انعكاس صدا در آنجا مهم محسوب ميشود و ميخواهند محيطي آرام داشته باشند مانند استوديوها. رنگ چوبپنبه، رنگي گرم است و به دكوراسيون خانه يا اتاق حالتي بسيار زيبا و طبيعي ميبخشد. اين كفپوش معروف است به اينكه جزو راحتترين نوع كفپوش براي پا محسوب ميشود و همچنين «عايق صدا»ي مناسبي نيز است و در تمام نقاط خانه مانند آشپزخانه و حتي كتابخانه كفپوش مناسبي است. كفپوش چوبپنبهاي ميتواند مانند كفپوشهاي چوبي به وسيله واكس و يا پلييوريتن براق شود. متداولترين نوع براقكردن كفپوش، استفاده از واكس است كه به كفپوشها جلايي بسيار زيبا ميبخشد و لازم است حداقل سالي يك بار واكس زده شوند اما براي كفپوشهاي استفاده شده در آشپزخانه بهتر است از براقكننده پلييوريتن استفاده شود زيرا احتياج به مراقبت كمتري دارد و استحكام بيشتري هم دارد. بهدليل اينكه اين نوع كفپوش جاذب آب است ميبايست كاملاً مراقب بود و هر زمان كه آب يا مايع ديگري روي آن ريخت سريعاً توسط پارچه پاك و تميز شود چون اين نوع كفپوش هم به راحتي منبسط و منقبض ميشود (كفپوشهاي چوبپنبهاي هم وجود دارد كه از پلاستيك ساخته ميشوند).
كفپوشهاي لينوليوم :
اين نوع كفپوش يك مخلوط طبيعي ساخته شده از روغن تخم كتان اكسيد شده، خاك اره، سنگ آهك پودر شده، صمغ كاج و رنگدانههاي مختلف است. اين مخلوط اولين بار در سال 1863 توسط يك انگليسي به نام فردريك دالتون ساخته شد. اين مواد بسيار مستحكم هستند و بهصورت وسيعي در تمامي مناطق مانند آپارتمانها و حتي مناطق صنعتي استفاده ميشد تا اين كه كفپوشهاي پلاستيكي در سال 1940 در دسترس مردم قرار گرفت. كفپوشهاي پلاستيكي مصنوعي در مقايسه با اين نوع كفپوش از نظر نگهداري بسيار راحتتر بود و به طور چشمگيري بازار فروش لينوليوم را كساد كرد. در بعضي مواقع مردم اين دو نوع كفپوش (لينوليوم و كفپوش مصنوعي) را با يكديگر اشتباه ميگيرند، در صورتي كه مواد تشكيل دهنده آن دو كاملاً با يكديگر متفاوت هستند. تنوع رنگ در كفپوشهاي لينوليوم بسيار زياد است و معمولاً به صورت ورقهاي در بازار موجود هستند.
كاشيهاي كف چرمي :
اين نوع از كاشيها نيز در رنگها و سايزهاي مختلفي وجود دارد. آنها ميتوانند خيلي زيبا و شيك باشند و عايقهاي بسيار خوبي براي صدا محسوب ميشوند. در زير پا خيلي نرم و لطيف احساس ميشوند و ظاهري بسيار لوكس و گرانقيمت دارند. در طول زمان شكل چرم عوض ميشود و رنگ و جنس آنها تغيير ميكند و هميشه دستنخورده و تازه به نظر نميآيد. استفاده از كفپوشهاي چرمي زياد مقرون به صرفه نيست اما بسيار زيبا و فريبنده هستند. اين نوع كاشيهاي كف با طراحي مد روز و يا حتي مدلهاي قديمي و سنتي براي كتابخانهها بسيار مناسب هستند. بهتر است كه كاشيهاي چرمي در محيطهايي با آب و هواي خشك يا در رطوبت زياد استفاده نشوند. كاشيهاي كف چرمي بايد حداقل 2بار در سال واكس بخورد و بدين منظور ميبايست با فروشنده، نصاب يا توزيعكننده آنها قبلاً مشورت كنيم.
موزائيك :
اين نوع كف، يك طرح يا تصوير مجازي از قطعات كوچك است. اين قطعات كوچك شامل مرمر يا شيشه ميباشند. روميان چيزي را كه ما امروزه موزائيك ميناميم ايجاد كردند و آن را بر روي كف و ديوارها استفاده ميكردند. كليساهاي وابسته به روم شرقي نمونه بسيار خوبي است از كاربرد موزائيكهاي بسيار رنگارنگ و شگفتانگيز كه در آنها قطعات كوچكي از طلا نيز ديده ميشود. براي اينكه ثابت كنيم ايدههاي بزرگ و قديمي از بين نميروند در طراحيهاي جديد نيز به صورت گستردهاي از موزائيك استفاده ميشود. نمونهها و طرحهاي قديمي موزائيك را ميتوان در شهرPOMPEII
(يكي از شهرهاي ايتاليا) مشاهده كرد و نمونههاي مدرن و امروزي آن كه داراي رنگهاي بسيار شفاف و زندهاي هستند در حمام، آشپزخانه يا اتاق اصلي خانه استفاده ميشود.
پوششهاي ارتجاعي كف :
اين پوششها از موادي ساخته شده است كه شكل خود را حفظ ميكند. اين نوع كف شامل موادي مانند چوبپنبه، لينوليوم (يك نوع مشمع كف)، لاستيك و كفپوش پلاستيكي است. آنها از سنگ سراميك، كفهاي سيماني و حتي از كفپوشهاي چوبي نرمتر هستند؛ اين بدين معني است كه آنها در زير پا بسيار راحت هستند و شما ميتوانيد براي مدت طولاني روي آنها بايستيد. کفپوشهاي ارتجاعي همچنين عايقهاي ضد صداي بسيار مناسبي محسوب ميشوند و از آنجا كه آنها از انواع ديگر كفپوشها نرمتر هستند، به راحتي خراش پيدا ميكنند و نبايد با اجسام سخت شستوشو شوند.
پوشش هاي ارتجاعي كف به راحتي منقبض و منبسط ميشوند كه اين مساله بستگي به رطوبت و درجه هوا دارد. پس قبل از نصب اين نوع كفپوش ابتدا اجازه دهيد تا اين كفپوشها خود را با محيط و نوع آب و هوا تطبيق دهند و سپس آنها را بر روي زمين نصب کنید.
۱- قابلمه بزرگ را روي حرارت كم قرار دهيد و به اندازه كافي ژل شفاف براي پر كردن ظرف شيشهاي، داخل آن بريزيد و ذوب كنيد. سپس حدود يك پيمانه از ژل را در هر يك از سه قابلمه كوچك بريزيد. از دماسنج استفاده كنيد و مطمئن شويد كه ژل زياد داغ نشود.
۲- ژل داخل سه قابلمه كوچك را رنگ بزنيد. رنگ را هر بار كم كم اضافه كنيد و آرام آرام با قاشق فلزي هم بزنيد تا رنگ دلخواه به دست آید.
۳- بقیه ژل شفاف را دوباره تا درجه حرارت نوشته شده روي بسته ژل، حرارت دهيد و ظرف شيشه اي را تا حدود يك سوم از آن پر كنيد و بگذاريد تا سرد شود و خودش را محكم بگیرد.
۴- قابلمه هاي كوچك را گرم نگه داريد تا ژل داخل آنها مايع باشد.
۵- میله قطره چكان را با يكي از ژلهاي رنگي پر كنيد و آن را تا حدود دو و نيم سانتي متر در ژل شفاف سفت شدهِ داخل ظرف فشار دهيد. قطره چكان را مايل نگه داريد و در نقطه اي كمي فشار دهيد تا كمي ژل از آن بيرون آيد. سپس خيلي آهسته لوله را برداريد و در ناحيه ديگر فشار دهيد تا ژل رنگي از آن خارج شود.
۶- مرحله پنج را با رنگهاي ديگر تكرار كنيد و شكلهاي كروي شناوري در ناحيه ژل شفاف به وسيله قطرهچكان به وجود آورید.
۷- بقیه ژل شفاف را در ظرف بريزيد و بگذاريد تا سفت شود.
۸- مرحله پنج و شش را تكرار كنيد و لايه ژل شفاف قسمت بالا را تزيين کنید.
۹- وقتی لايه بالايي تقريباً سرد شد، فتيله را قرار دهید.
درجه حرارت تبديل ژل جامد به مايع: 180 تا 220 درجه فارنهايت (82 تا104درجه سانتيگراد)
درجه حرارت ريزش ژل: 190 تا 205 درجه فارنهايت ( 88تا 96 درجه سانتيگراد)
درجه حرارت سرد شدن: 140 تا167درجه فارنهايت (60 تا 75درجه سانتيگراد)
تاریخچه سرامیك به هزاران سال پیش مى رسد و در حال حاضر نیز به صورت وسیعى از آناستفاده مى شود. چین باستان و تمدن هاى رومى هر دو از سرامیك استفاده مى كردند. درمعابد یونانى، كلیساها و مساجد، كاشیكاری هاى كف و دیوارها به صورت خیره كننده اىزیبا و كاملاً متفاوت بود. امروزه كاشى سرامیك در هر نقطه اى از خانه مثل اتاق هامى تواند استفاده شود به دلیل این كه سرامیك استحكام بالایى دارد و بسیار راحت قابلشست وشو است در آشپزخانه ها و حمام از آن استفاده مى شود. در كاشیكارى و صنعتامروزه سرامیك ها از لحاظ رنگ و شكل از استحكام و دوام بیشترى برخوردار هستند. سرامیك هاى قدیمى و سنتى اسپانیا و سرامیك هاى تركیه داراى انواع متفاوتى از رنگ ومدل هستند و به این دلیل براى به وجود آوردن الگوهاى جدید و متفاوت امروزه آنها رابا یكدیگر ادغام مى كنند. شكل و الگوى كاشی ها مى بایست با شكل و سایز اتاق هماهنگىداشته باشد و بهتر این است كه براى اتاق هایى با سایز بزرگ از سرامیك هاى بزرگتراستفاده شود. هنگام راه رفتن، سرامیك نسبت به كف پوش هاى ارتجاعى مثل پلاستیكى، چوبپنبه اى و لاستیكى بسیار سخت تر و محكمتر به نظر مى آید و اگر برحسب اتفاق چیزی روىزمین بیافتد غالباً مى شكند. به عبارت دیگر كاشى و سرامیك مى توانند براى نما همیشهباقى بمانند و عمر طولانى خواهند داشت. به طور كلى كاشی ها سرد هستند و مخصوصاً درهواى سرد بسیار خنك و سرد مى شوند اما به كار بردن یك سیستم گرمایى كه در زیر كاشىها كار مى شود باعث گرم شدن آنها در فصول سرد سال مى شود. كاشى هاى سرامیك مىتوانند در محیط هاى چهارگوش یا چند ضلعى استفاده شوند.
کاشی تراكوتا : (در زبان ایتالیایى به معنى خاك رس پخته شده )
این كاشى ها از خاك رس پخته شده ساخته مى شوند كه داراى رنگ قهوه اى مایل بهقرمز است. در تمامى كشورهاى دنیا از ایتالیا تا مكزیك از این نوع كاشى استفاده مىكنند. این نوع كاشى به نظر روستایى و كهنه مى آید كه مخصوص كشورهاى مدیترانه اى استو مخصوصاً در كشورهاى جنوب غربى و اسپانیایى از آنها بسیار استفاده مى شود. شما مىتوانید آنها را به صورت مات یا شفاف خریدارى كنید. زمانى كاشى ها را براق مى كنندكه بخواهند از خوردگى و خش افتادن روى آنها جلوگیرى شود. خریدارى آنها به صورت ماتاین اجازه را به مشترى مى دهد كه درجه شفافیت و براق بودن آنها را خود انتخاب كنداما از طرف دیگر ممكن است از نظر قیمت كمى بیشتر شود. اندازه كاشى ها باید بااندازه اتاق متناسب باشد. كاشى هاى تراكوتا به دلایل بسیارى داراى محبوبیت زیادىهستند. آنها بسیار مستحكم هستند و رنگى گرم و جذاب دارند. این كاشى را مى توان درتمامى قسمت هاى خانه مثل آشپزخانه و راهروها استفاده کرد.
کف سیمانی :
کف های سیمانى ظاهرى صنعتى دارند و مخصوصاً در سال هاى اخیر از توجه خاصىبرخوردار شده اند. اما شما ممكن استكف هاى سیمانى را در گالرى هاى هنرى یااتاق هاى زیرشیروانى نیز مشاهده كنید. کف های سیمانی را می توان با فرشپوشاند یا بدون هیچگونه پوششی به حال خود رها کرد و همچنین مى توان به طرق مختلفىرنگ آمیزى نمود. مى توان هنگام ساخت رنگ دانه ها را مستقیم وارد سیمان كرد یا اینكه بعد از اتمام كار، به وسیله قلم یا اسپرى آنها را رنگ آمیزى كرد. براى به دستآوردن نتیجه بهتر مى بایست 60 تا 90 روز صبر كنید تا سیمان كاملاً خشك بشود. اگر كفهاى سیمانى قلم زنى بشوند به دلیل ورود رنگ به داخل منافذ سیمان ثبات و پایدارى رنگبیشتر خواهد شد. در صورت به كار بردن سیمان روى كف هایى كه ثبات ندارند یا دیوارها،با ایجاد كوچكترین حركت در آنها تولید شكاف و یا ترك مى شود. براى جلوگیرى از اینترك ها بهتر است قبل از ریختن سیمان روى زمین، روى كف ترك هایى را ایجاد كنیم تاسیمان در آن نفوذ كند، مخصوصاً در جاهایى كه فشار روى آنها زیاد است مثلاً در اطرافدرها. این نوع از پوشش كف هم در زیر پا بسیار سخت و محكم به نظر مى رسد و مانندسرامیك اگر چیزى روى آن بیفتد خواهد شكست. سیمان هایى كه با دستگاه ریخته مى شوندبسیار سنگین هستند و بعضى از ساختمان ها نمى توانند وزن آنها را تحمل کنند.
موم ژله اي شمع سازي يك روغن معدني مخصوص ميباشد (يك فرآورده تقطير شده از نفت) كه با يك عامل شيميايي تركيب شده تا ضخيم و بصورت ژلاتين ثابت و مقاوم شود.
نکته ۱ :اگر ژل روي لباس ابريشمي ريخته شود احتمالا يك لكه دائمي بر جاي ميگذارد، اما بيشتر اليافي كه براي لباس و روميزي و حولههاي دستي استفاده ميشود ، اگر با ژل آغشته شوند ميتوانيد به راحتي آن را با حلال روغن هاي خوراكي تميز کنید.
نکته ۲ :برداشتن ژل از روي سطح غير قابل نفوذ آسان است. صبركنيد تا ژل خنك شود. اگر سعي كنيد كه ژل را وقتي هنوز داغ است از روي سطحي مثل شيشه پاك كنيد، فقط لكه ژل را پخش ميكنيد و زحمت تميز كردن را بيشتر ميكنيد. درصورتيكه ژل سرد شده را ميتوانيد به آرامي بتراشيد و يا از محلول نمك آمونياك، ازبين بنده نوار چسب و ديگر تميز كننده هاي تكههاي روغنهاي خوراكي استفاده نمایید.
نکته ۳ : از ريختن ژل روي بخاري و يا هر وسيله حرارتي خودداري نماييد. چون هنگام سوختن بوي بدي پخش میکند.
نکته ۴ : هیچگاه اضافات روغن ژل را داخل دستشويي نريزيد چون پايين نميرود. آن را داخل يك ظرف فلزي بريزيد و بعد از سرد شدن با قاشق بتراشید.
اندازه گیری مقدار ژل مورد نیاز:
نکته ۵ : ظرف مورد نظر شمع را تا جايي كه ميخواهيد ژل بريزيد پر از آب كنيد. سپس آب را با پيمانههاي اندازه گيري اندازه بگيريد. اين مقدار ژلی ميباشد كه نياز دارید.
تأثير نور بر مغز انسان يا از طريق چشم است يا از طريق پوست و امروزه ثابت شده است كه نور از راه جمجمه بر مغز انسان نيز تأثير مي گذارد . در كنار نور رنگها (چه اوليه و چه ثانويه ) تأثيرات خاصي بر انسان دارند . مثلاً رنگ قرمز يا نور قرمز در انسان فعاليت و جنب وجوش ايجاد مي كنند . به همين خاطر مثلاً در مكانهاي آموزشي از رنگها و نورهاي بنفش و نارنجي استفاده نمي شود چون نيازبه تمركز و دقت دانشجو است . به طور كلي در نور پردازي يك اصل مهم وجود دارد و آن اين است كه حتي الامكان از نورهاي طبيعي استفاده كرد . نورهاي مصنوعي فقط بايد يك عامل كمكي باشند . در خانه بايد به اتاقها نور طبيعي تابيده شود . اما اگر عمق اتاق خيلي زياد است بعد از دو سوم طول اتاق مي توان از نورهاي كمكي استفاده كرد .
ارتباط نور و رنگ :
در ترتیب رنگها ابتدا رنگهای گرم مثل نارنجی قرار دارند. سس رنگ زرد که یک رنگ روشن است. بین رنگ زرد و سبز ، سبزی قرار دارد که متمایل به زرد است و یک رنگ تسلیم شده و ببی تفاوت است. نه پرخاشگر است و نه سکون دارد. در مرحله بعد رنگهای سرد هستند و بعد از آن رنگهای سنگین مثل بنفش.
کاربرد رنگهای تیره در سقف اتاق باعث می شود اتاق کوتاه تر به نظر برسد. بهترین نور این است که از سقف به سطح زمین برسد. اگر دیوارهای اتاق تیره باشند عمق اتاق بیشتر میشود. اگر دیوار انتهایی اتاق تیره باشد باز دیوارها کوتاهتر میشوند. بنابراین طریقه رنگ آمیزی اتاقها در عمق و بزرگی آنها بسیار موثر است. گاهی چون نمیتوانیم به هر دلیلی رنگ یک مکان را عوض کنیم با یک نورپردازی مناسب میتوان حالتهای رنگها را تعدیل کرد و کاهش داد.
نور اتاق خواب :
نور خوب در اتاق خواب، به شما این امکان را می دهد که بعد از یک روز سخت کاری، خوابی راحت داشته باشید. البته این را فراموش نکنید که منظورمان این نیست که اتاق خواب باید تاریک باشد تا خوب بخوابید.
بهترین نور برای اتاق خواب، نور کنار تخت خواب است که برای مطالعه و حتی دیدن تلویزیون در نظر گرفته میشود و حتی اگر هم اتاقی شما بخواهد بخوابد، چشمانش را آزار نمیدهد. می توانید برای نور کنار تخت خواب از آباژورهای کنار تختی استفاده کنید یا نوری را در قسمت بالایی تخت خود تعبیه کنید یا روشنایی های دیوار کوب در اتاق خود نصب کنید.
اگر اتاق خواب محل كارنیز محسوب میشود، به کار بردن لامپهای رنگی كه در ایجاد آرامش مؤثرند بسیار مفیدو مناسب است.
جایی برای همه اعضای خانواده :
نورپردازی در اتاق نشیمن و پذیرایی كه محل تجمعافراد خانواده است اهمیت ویژهای دارد. در نورپردازی اتاق نشیمن به این نکته بایدتوجه کرد كه آرامش، آسایش و انرژی را به اهل خانه القا كند، بنابراین بهتر استچراغهای دیواری و سقفی (هالوژن) كه نور ملایم دارند و با انعكاس نور از سقف به فضاگرمی خاصی به اتاق میبخشند، به كار برده شود. در عوض، برای اتاق پذیرایی كه بایدبسیار پرنور و درخشان باشد از لوسترهای كمی بزرگتر و طرح دار استفاده شود كه علاوهبر نور، زیبایی خاصی به اتاق میدهد.
قلمرو کدبانوی خانه :
آشپزخانه محلفعالیت كدبانوی خانه است، پس باید پر نور و روشن باشد. استفاده از چراغ هالوژنو لوسترهای تكچراغی انتخابهای خوبی برای تأمین نور مناسب آشپزخانه هستند.
سایه ها:
تفاوتهای خیلی زیاد در روشنی سطوح همانند و درخشندگی بیش از حد منابع نوری باعث خستگی مفرط چشمها میشود. از طرفی در صورتیكه روشنی خیلی یكنواخت باشد، تاثیر آن ایجاد محیط خستهكننده یا افسردهكننده است. با اینكه توزیع روشنایی عمومی عامل اصلی است ولی شدت سایهها نیز در محیط تاثیر میگذارد، شدت سایهها به وسیله نوع توزیع نور تعیین میشود. مثلا نوردهی با زاویه بسته باعث ایجاد سایههایی با شدت زیاد میشود. در حالی كه لامپهای فلورسنت سایههای ملایم ایجاد میكنند، سایههایی با شدت زیاد معمولا مناسب نیستند به جز مواردی كه هدف ایجاد جلوههای ویژه باشد. انتخاب مستقیم روشنایی: سیستمهای روشنایی باید به گونهای انتخاب شوند كه توزیع روشنی مورد نیاز را ایجاد كنند. این بدین معنی است كه در مورد آویز یا چراغهایی كه روی سطوح نصب میشوند، در دفاتر كار و اماكن حداقل 30درصد نور منتشره باید به طرف بالا باشد، در این صورت میتوان از كافی بودن روشنی سقف اطمینان حاصل كرد.
روشنایی غیرمستقیم:
نحوه عمل این نوع روشنایی به صورت توكار است؛ در این حالت همه نورها به طرف سقف هدایت میشود و سایر سطوح اتاق، به وسیله انعكاس متقابل روشن میشود، نتیجه این امر خستهكننده است. زیرا توزیع روشنی بیش از حد یكنواخت است، همچنین این نوع روشنایی كارایی خوبی ندارد و فقط در موارد خاص باید از آن استفاده کرد.
محل قرارگیری چراغها:
ترتیب قرارگیری چراغها به منظور نیل به توزیع روشنی دلخواه لازم است به گونهای باشد كه نوركافی به قسمتهای بالایی دیوارها و سقف برسد. این امر عموما نیاز به طرح قرارگیری چراغها در فواصل یكنواخت دارد تا بدین ترتیب شدت روشنایی مورد نیاز در صفحه مربوط به ناحیه تامین روشنایی حاصل شود در حالی كه ترتیب قرارگیری به صورتی است كه فواصل بین چراغها از مقدار حداكثر نسبت فاصله به ارتفاع نصب تجاوز نمیكند و فاصله از دیوارها نصف این فاصله میباشد. به منظور حصول اطمینان از اینكه روشنی دیوار كافی است چراغها را لازم است حتی نزدیكتر به دیوارها قرار داد. در مورد چراغهای با نور دهی به طرف بالا، لازم است آنها را در فاصله حداقل 150 سانتیمتر از سقف و حتی بیشتر از آن قرار داد، به طوری كه نور به طرف بالا به خوبی روی سقف توزیع شود.
در پست قبلی که راجع به ساخت شمع ژله ای بود برای بعضی از دوستان سوال پیش اومده بود که امروز توضیح میدم.
در ابتدای کار که ژل را ذوب کردیم قبل از اینکه درون ظرف مورد نظر بریزیم فتیله را درون ژل میبریم و کمی نگه میداریم (البته سعی کنید که دستتان به ژل ذوب شده نخورد!) و سپس فتیله را درآورده و میگذاریم تا خنک شود. این مرحله را آماده سازی فتیله گویند.
بعدا از همان ژل ذوب شده درون ظرف مورد نظر میریزیم و طبق توضیحات فتیله را در آن کار میگذاریم.
نکته دیگر اینکه در شمع های ژله ای هم میتوانیم از هر رنگ دلخواهی استفاده کنیم. برای این کار وقتی که ژل ذوب شد، رنگ پودری را کم کم به آن اضافه کنید تا رنگ مورد نظر بدست آید.
سرد کردن ژل
براي سرد كردن ژل، دو روش (سريع و آهسته) وجود دارد.
در روش سريع، تشكيل حباب داخل شمع متوقف مي شود. براي اين عمل پس از ريختن ژل درون ظرف، بايستي ظرف شمع را روي يك حوله آشپزخانه درون يخچال قرار داد.
در شيوهِ آهسته، ظرف شمع را روي يك سطح صاف در بيرون از خانه در يك روز آفتابي به مدت چند ساعت قرار میدهند.
نکات ایمنی
توجه داشته باشيد كه ژل قابل اشتعال است و اگر آتش گرفت بايد با آن مانند روغن عمل كنيد. به اين ترتيب كه درِ ظرف را بگذاريد تا از رسيدن اكسيژن به آن جلوگيري شود. هنگام كار كردن با ژل اگر دست شما سوخت، فوراً محل سوخته شده را با يخ مالش دهيد. توجه داشته باشيد كه براي ذوب كردن ژل از مايكروويو استفاده نكنيد. براي سرعت بخشيدن به ذوب ژل، آن را به صورت تكه هاي كوچك در آوريد. هنگام ذوب، روي چشمها محافظ قرار دهيد و یا فاصله خود را با آن رعایت کنید. مرحلهِ مايع يا جامد شدن ژل تدريجي است. هيچ وقت ژل را تا 220 درجه فارنهايت (110درجه سانتيگراد) حرارت ندهيد؛ زيرا امكان آتش گرفتن آن وجود دارد. هنگام كار از دماسنج استفاده كنيد. به طور معمول روي بسته هاي ژل درجه ذوب آن نوشته شده است.