تبليغاتX
هنر دستی



وبلاگ هنری : دكوراسيون - لوازم تزئيني و گاهی هم مطالب تاریخی     

 

 

 

 

 

 

  تقارن روز پدر و تولد من

 

<< تقارن روز پدر و تولد من >>

 

روز پدر مبارک.

 

 

سلام به همه شما دوستان عزیز و مهربون. امیدوارم که خوب و خوش باشین.

پیشاپیش فرارسیدن میلاد حضرت علی(ع) رو به همه شما خوبان تبریک میگم. همینطور روز پدر رو اول به پدر عزیز خودم و بعد به تمام پدران ایران زمین تبریک میگم. از خدا میخوام که همیشه شاد و موفق باشن.

............................................... 

یه موضوع دیگه اینکه امسال روز تولد من و روز پدر همزمان شده.

من متولد ۲۶ تیرماه هستم و خیلی خوشحالم که امسال این تقارن ایجاد شده.

 

 

اینم یه عکس از دوران کودکی من.

 

شاد و پیروز باشید.

  



|+| نوشته شده توسط آزاده در دوشنبه 1387/04/24  |

  نمونه کارهای من (۹)

 

نمونه کارهای من (۹)

 

سلام به همه دوستان عزیز.

امروز یه سری عکس دیگه به همراه مراحل ساختشون رو میذارم.

امیدوارم که به دردتون بخوره. (متاسفانه یه خورده کیفیت عکسها پایینه!)

شاد و پیروز باشید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 



|+| نوشته شده توسط آزاده در دوشنبه 1387/04/17  |

  جشن تیرگان

 

" جشن تیرگان "

 

 

تیر روز از تیرماه برابر با 13 تیر در گاهشماری ایرانی.

«جشن تیرگان» از بزرگ­ترین جشن­های ایران باستان است در ستایش و گرامیداشت «تیشتَر»(تِشتَر - تیر - شباهنگ - شِعرای یَمانی)، ستاره‌­ی باران آور در باورهای مردمی، و درخشان­ترین ستاره­‌ی آسمان که در نیمه­ دوم سال، همزمان با افزایش بارندگی­ها، در آسمان سرِ شبی دیده می‌­شود.

 

آب پاشی

این جشن در کنار آب­ها، همراه با مراسمی وابسته با آب و آب پاشی و آرزوی بارش باران در سال پیش ِرو همراه بوده و همچون دیگر جشن­هایی که با آب در پیوند هستند، با نام عمومی «آبریزگان» یا «آب پاشان» یا «سر شوران» یاد شده است.

در گذشته «تیرگان» روز بزرگداشت نویسندگان و گاه به «روز آرش شیواتیر» منسوب شده است.

ابوریحان بیرونی و گردیزی در «زین الاخبار» ناپدید شدن یکی از جاودانان ایرانی یعنی «کیخسرو» را در این روز و پس از شستشوی خود در آب چشمه‌­ای دانسته‌­اند.

جشن تیرگان بجز این روز در نخستین تیر روز از سال یعنی سیزدهم فروردین (سیزده‌­بدر) و سیزدهم مهرماه نیز برگزار می­شود.

ارمنیان ایران نیز در روز سیزدهم ژانویه آیین­هایی برگزار می­کنند که برگرفته و در ادامه­‌ جشن تیرگان است.

 

فال کوزه

یکی دیگر از مراسم این جشن مانند بسیاری از جشن­های ایرانی «فال کوزه»(چکُ دولَه) می­باشد. روز قبل از جشن تیرگان، دوشیزه‌­­ای را برمی‌­گزینند و کوزه سفالی سبز رنگ دهان گشادی به او می‌­دهند که «دوله» نام دارد، او این ظرف را از آب پاکیزه پر می­کند و یک دستمال سبز ابریشمی را بر روی دهانه آن می­‌اندازد آنگاه «دوله» را نزد همه کسانی که می­برد که آرزویی در دل دارند و می­خواهند در مراسم «چک دولَه» شرکت کنند و آن­ها جسم کوچکی مانند انگشتری، گوشواره، سنجاق­‌ سر، سکه یا مانند این­ها در آب دوله می­‌اندازند. سپس دختر دوله را به زیر درختی همیشه سبز چون سرو یا مورد می­برد و در آن­جا می­گذارد. در روز جشن تیرگان و پس از مراسم آبریزان، همه کسانی که در دوله جسمی انداخته­‌اند و نیت و آرزویی داشتنه‌­اند در جایی گرد هم می­آیند و دوشیزه، دوله را از زیر درخت به میان جمع می­آورد. در این فال­گیری بیشتر بانوان شرکت می­کنند و سال خوردگان با صدایی بلند به نوبت شعرهایی می­خوانند و دختر در پایان هر شعر، دست خود را درون دوله می­برد و یکی از چیزها را بیرون می­آورد، به این ترتیب صاحب آن جسم متوجه می­شود که شعر خوانده شده مربوط به نیت، خواسته و آرزوی او بوده است.

 

دستبند تیر و باد

 

 

در آغاز جشن بعد از خوردن شیرینی، بندی به نام «تیر و باد» که از 7 ریسمان به 7 رنگ متفاوت بافته شده است به دست می­بندند و در باد روز از تیرماه (9 روز بعد) این بند را باز کرده و در جای بلندی مانند پشت بام به باد می­سپارند تا آرزوها و خواسته‌­هایشان را به عنوان پیام‌­رسان به همراه ببرد. این کار با خواندن شعر زیر انجام می­شود:

تــیـــر بــرو بــاد بــیـا   غــم بــرو شـادی بـیا   محنت برو روزی بیا   خـوشه مرواری بیا

 

باورهای مردمی

در باورهای مردم، درباره­ جشن تیرگان دو روایت وجود دارد که روایت نخست همچنان که در بالا گفته شد مربوط به فرشته باران یا تیشتر می­باشد و نبرد همیشگی میان نیکی و بدی است:

در اوستا، تشتر یشت (تیر یشت)، تیشتر فرشته باران است که در ده روز اول ماه به چهره­ جوانی پانزده ساله در می­آید و در ده روز دوم به چهره گاوی با شاخ­های زرین و در ده روز سوم به چهره­ اسبی سپید و زیبا با گوش­های زرین.

تیشتر به شکل اسب زیبای سفید زرین گوشی، با ساز و برگ زرین، به دریای کیهانی فرو می­رود. در آنجا با دیو خشکسالی «اپوش» که به شکل اسب سیاهی است و با گوش و دم سیاه خود، ظاهری ترسناک دارد، روبرو می­شود. این دو، سه شبانه روز با یکدیگر به نبرد برمی­خیزند و تیشتر در این نبرد شکست می­خورد، به نزد خدای بزرگ آمده و از او یاری و مدد می­جوید و به خواست و قدرت پروردگار این بار بر اهریمن خشکسالی پیروز می­گردد و آب­ها می­توانند بدون مانعی به مزرعه‌­ها و چراگاه­ها جاری شوند. باد ابرهای باران زا را که از دریای گیهانی برمی­خواستند به این سو و آن سو راند، و باران­های زندگی بخش بر هفت کشور زمین فرو ریخت و به مناسبت این پیروزی ایرانیان این روز را به جشن پرداختند.

 

 

روایت دیگر نیز درباره­ آرش کمانگیر اسطوره و قهرمان ملی ایرانیان است و اینکه میان ایران و توران سال­ها جنگ و ستیز بود، در نبرد میان «افراسیاب» و «منوچهر»، شاه ایران، سپاه ایران شکست سختی می­خورد؛ این رویداد در روز نخست تیر روی می­دهد. سپاه ایران در مازندران به تنگنا می­افتد و سرانجام دو سوی نبرد به سازش در می­آیند و برای آنکه مرز دو کشور مشخص شود و ستیز از میان برخیزد می­پذیرند که از مازندران تیری به جانب خاور (خراسان) پرتاب کنند هر جا تیر فرو آمد همان جا مرز دو کشور باشد و هیچ­یک از دو کشور از آن فراتر نروند؛ تا در این گفتگو بودند، سپندارمذ (ایزدبانوی زمین) پدیدار شد و فرمان داد تیر و کمان آوردند. آرش در میان ایرانیان بزرگ­ترین کماندار بود و به نیروی بی­مانندش تیر را دورتر از همه پرتاب می­کرد. سپندارمذ به آرش گفت تا کمان بردارد و تیری به جانب خاور پرتاب کند. آرش دانست که پهنای کشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بسته است و باید توش و توان خود را در این راه بگذارد. او خود را آماده کرد، برهنه شد، و بدن خود را به شاه و سپاهیان نمود و گفت ببینید من تندرستم و کژی­ای در وجودم نیست، ولی می­دانم چون تیر را از کمان رها کنم همه­ی نیرویم با تیر از بدن بیرون خواهد آمد. آنگاه آرش تیر و کمان را برداشت و بر بلندای کوه دماوند برآمد و به نیروی خداداد تیر را رها کرد و خود بی­جان بر زمین افتاد (درود بر روان پاک آرش و روان­های پاک همه­ی سربازان ایرانی). هرمز، خدای بزرگ، به فرشته­ی باد (وایو) فرمان داد تا تیر را نگهبان باشد و از آسیب نگه دارد. تیر از بامداد تا نیمروز در آسمان می­رفت و از کوه و در و دشت می­گذشت تا در کنار رود «جیهون» بر تنه­ی درخت گردویی که بزرگ­تر از آن در گیتی نبود؛ نشست.

آنجا را مرز ایران و توران جای دادند و هر سال به یاد آن جشن گرفتند.

 

منبع : سایت ویکی پدیا

 



|+| نوشته شده توسط آزاده در سه شنبه 1387/04/11  |

  روز مادر مبارک - چیدمان میز پذیرایی (2)

 

روز مادر مبارک 

 

 چیدمان میز پذیرایی (2)

 

سلام.

یه سلام ویژه به تمام مادران خوب و مهربون. فرارسیدن میلاد حضرت فاطمه (ص) ، روز مادر و روز زن رو اول به مادر گُل خودم و بعد به تمام مادران و بانوان ایران زمین تبریک میگم. امیدوارم که همیشه تنشون سالم و دلشون خوش باشه و ما بتونیم فرزندان خوبی برای اونها باشیم.

به همین بهانه هم یه سری دیگه از عکسهای مربوط به چیدمان میز پذیرایی (که قبلا هم گفتم در یکی از سایتها دیدم.)  رو میذارم، شاید که ایده ای باشه برای یک چیدمان زیبا در روز مادر.

 

شاد و پیروز باشید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



|+| نوشته شده توسط آزاده در دوشنبه 1387/04/03  |

 

بالا بالای صفحه